BASHIR
اعتقادی،سیاسی
 
 

قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : فوق کل ذي برٍّ برٌّ حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه برٌّ.
رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمودند: بالاتر از هر کار خيري، خير و نيکي ديگري است تا آنکه فردي در راه خدا کشته شود و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خير و نيکي اي نيست.
«وسائل الشيعه، ج 11، ص 10»
 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 17:40 :: توسط : bashir14

قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : مَن قُتِلَ دُونَ مالِهِ فَهُوَ شَهيدٌ.
رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمودند: هر كه در راه (حفظ) مالش كشته شود، شهيد است.
«دعائم الاسلام، ج 1، ص 398»
 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 17:39 :: توسط : bashir14

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
مَن قُتِلَ دُونَ مَظلِمَتِهِ فهُو شَهيدٌ .
هركه در راه دفع ستم از خود كشته شود ، شهيد است .
كنز العمّال : 11205 منتخب ميزان الحكمة : 306
 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 17:38 :: توسط : bashir14

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
ما مِن نفسٍ‏تَموتُ لها عندَاللّه خَيرٌ يَسُرُّها أ نّها تَرجِعُ إلى الدنيا ، ولا أنَّ لها الدنيا وما فيها ، إلاّ الشهيدَ ؛ فإنّهُ يَتَمَنّى أن يَرجِعَ فَيُقتَلَ في الدنيا ؛ لِما يَرى مِن فَضلِ الشهادَةِ .
هيچ كس نيست كه پس از مرگ نزد خداوند از خير بهره‏مند باشد و در عين حال خوش داشته باشد كه به دنيا برگردد ، گرچه همه دنيا به او داده شود ، مگر شهيد كه چون فضيلت شهادت را مى‏داند ، آرزو مى‏كند بر گردد تا در دنيا كشته شود .
صحيح مسلم : 1877 منتخب ميزان الحكمة : 306
 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 17:36 :: توسط : bashir14

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
مَن لَقِيَ العَدُوَّ فَصَبَرَ حتّى يُقتَلَ أو يَغلِبَ لَم يُفتَنْ في قَبرِهِ .
كسى كه با دشمن رو به رو شود و پايدارى ورزد تا كشته شود يا پيروز گردد ، در قبر خود گرفتار نشود .
كنزالعمّال : 10662 منتخب ميزان الحكمة : 306
 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 17:35 :: توسط : bashir14

hazrat fatimah (a.s)

Devotedness

Fatimah (A.S) devoted herself to Allah and resorted to Him totally in all of her affairs. This was clear in her dua’a.

Her dua’a on turning to Allah

Fatimah (A.S) often supplicated Allah with this dua’a,

“O Allah, by Your knowing of the unseen and Your power over the creation, make me live if You know that life is better to me, and make me die if You know that death is better to me.

O Allah, I ask You for loyalty, and for the fear of You in pleasure and in anger, and for economy in wealth and poverty.

O Allah, I ask You for incessant bliss, and ask You for ceaseless delight, and ask You for satisfaction with fate, and ask You for a good life after death, and ask You for the looking at Your Face, and the eagerness to Your meeting without a harming distress or a dark sedition.

O Allah, adorn us with adornment of faith, and make us guided and guides, O You the Lord of the worlds!”

Her dua’a on resorting to Allah

She recited in this dua’a,

“O Allah, make me satisfied with what You have given to me, honor me and give me good health as long as You make me live, forgive me and have mercy on me when You make me die.

O Allah, do not afflict me with asking for what You have not determined for me, and whatever You have determined for me make it easy and accessible.

O Allah, reward my parents for me and whoever has done me a favor with the best of reward.

O Allah, take me to what You have created me for, do not make me busy with what You have already secured to me, do not punish me while I ask You to forgive me, and do not deprive me while I beg You.

O Allah, make me humble to myself, make Your standing great to me, and inspire me with Your obedience and the doing of what pleases You and avoiding what displeases You, O You the most Merciful of the merciful.”

 


Taken from the book called: THE LIFE OF FATIMAH AL-ZAHRA'

 

Source:coiradio.com


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 15:36 :: توسط : bashir14

imam hussain (a.s)

Allamah Majlisi says that I have read in some books, that when Imam Hussein (A.S) decided to leave Medina, Ummu-Salamah came to him and said, "O my dear son! Do not aggrieve me by going towards Iraq. For I have heard your Grandfather say that my son Hussein will be killed in Iraq at a place called Karbala." Imam replied:

"O dear Grandmother! I too am aware of it and I shall be forcefully killed while there is no escape from it. By Allah! I know the day when I shall be killed and recognize my murderer besides being aware of the Mausoleum where I shall be buried. And I know all those people among my family, relatives and followers who shall die along with me. Then Imam said:

"O Grandmother! Allah Almighty desires to see me killed and that my head be severed with cruelty and injustice. Besides (Allah) desires that my family and womenfolk be expelled, and my children oppressed, bare headed, arrested and bound in chains. And they would plead and call out for help, but none would come to their aid."

 

In another tradition it is stated that the holy Prophet (PBUH) gave some sand to Ummu-Salamah and said: when it turns into blood know that my beloved Hussein has been martyred.

 Taken from the book named: NAFASUL MAHMOOM

By Haj Shaikh Abbas Qummi (a.r)


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 15:17 :: توسط : bashir14

قاضی، علی آقا

( ملیت: ایرانی قرن:14)

حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.
پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت.
درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.
یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند:
« یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. »
دنباله در ادامه مطلب....
 
 


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 14:47 :: توسط : bashir14




بسم‌الله الرحمن‌الرحیم



خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر(عج) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای أیدکم‌الله تعالی بتأییداته ‌الخالصه.

سلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته.

امتثال امر، فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی‌گذارد لذا حقیر مستقیماً با استمداد از فضل بی‌منتهای رب‌العالمین وارد در اصل مطلب می‌شوم بعد از عرض این مختصر که:

ما با حضرتعالی به‌عنوان وصیّ امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کرده‌ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده‌ایم؛ همان‌گونه که پیش از این درباره‌ی امام امت(ره) بوده‌ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شوق رضوان حق، آنان را در میدان انقلاب نگه داشته است؛ با همان شوری که پیش از این داشته‌اند‌.‌ خدا شاهد است که این سخن از سر کمال و صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ را بر شانه‌های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل‌الله عشق می‌ورزیم و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه‌ی‌ خشک و بی‌روح. این سخن یک فرد نیست؛‌ دست جماعتی عظیم است که به‌سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند.‌ بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده،‌ که مشتاق بذل جان هستند. سرِ ما و فرمان شما.

کمترین مطیع شما

سید مرتضی آوینی


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: 08:15 :: توسط : bashir14

حضرت خضر از فرزندان سام بن نوح و پسر خاله ى ذوالقرنين است. نامش بليا بن ملكا و كنيه اش ابوالعباس و لقبش خضر مى باشد. در وجه نامگذارى حضرت خضر نوشته اند: هر جا گام مى نهاد، زمين از قدومش سر سبز (خضر) مى شد؛ از اين رو او را «خضر» ناميدند. بعضى نام او را يسع و برخى الياس گفته اند و از همين جا اين تصور پيدا شده كه ممكن است الياس و خضر نام يك نفر باشد، ولى مشهور و معروف ميان مفسران و راويان حديث همان نام اول (بليا يا ملكان) است[1].
همه ى مورخان بر اين باورند كه حضرت خضر آب زندگى (حيات) نوشيد و عمرى جاودانه يافت. در روايتى از امام رضا(عليه السلام) آمده است كه فرمود: «همانا خضر از آب حيات نوشيد و تا زمانى كه نفخ صور مى شود، نخواهد مرد... .»[2]
نوشته اند كه پدرش از پادشاهان عصر بود و جز او فرزندى نداشت. خضر همواره در اتاقى به عبادت مشغول بود؛ پدر بيم داشت كه مبادا نسل او قطع شود؛ لذا او را به ازدواج زنى در آورد، ولى او همنشينى زن اختيار نكرد. پدرش (ملكان) همسران او را كه انتخاب مى كرد، به وسيله قابله ها بازرسى نمود؛ قابله ها دانستند كه هيچ گونه توجهى به زنان نكرده است؛ از اين رو در شهر شايع شد كه خضر حالت زنانه دارد؛ پدرش از او بر آشفت و او را زندان كرد، او هم فرار كرده و نزد ذوالقرنين (دانشمند الهى كه داراى قدرت و امكانات بود) رفت و يكى از صاحب منصبان و رئيس وسايط نقليه او شد[3].
قرآن كريم در سوره ى كهف از آيه ى 60 تا 82، داستانى از حضرت موسى(عليه السلام) و همراه (دوست يا استاد) وى نقل مى كند كه در آن نامى از «خضر» نيامده است، بلكه از هم سفر موسى(عليه السلام) به «بنده اى از بندگان ما كه مشمول رحمت الهى گشته و از علمى لدنى برخودار شده است» ياد مى كند. در روايات متعددى اين دانشمند الهى به نام «خضر» معرفى شده است[4].
بر اساس آيات سوره ى كهف، او به باطن و نظام تكوينى جهان مأمور و از پاره اى از اسرار آگاه بود و سمت استادى حضرت موسى بن عمران را داشت،، هر چند حضرت موسى(عليه السلام) در برخى از جهت ها بر او مقدم بود.
در احاديث معتبر آمده است كه پس از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) حضرت خضر به خانه ى اميرالمؤمنين(عليه السلام)آمد و به اهل بيت آن حضرت تسليت گفت، و همچنين به استقبال پيكر اميرالمؤمنين على(عليه السلام) آمد و حسنين(عليهما السلام)را تسليت گفت و به قبر مهيا شده توسط نوح(عليه السلام)، راهنمايى كرد[5]. و نيز آمده است كه او در تنهايى دوران غيبت امام زمان(عليه السلام)، مونس ايشان است.[6]
نوشته اند كه منزل او بيشتر، مسجد صعصعه و مسجد سهله (در كوفه) هست.[7]
اما در مورد پيامبرى او اختلاف است. علامه ى مجلسى از سيد مرتضى علم الهدى نقل مى كند كه ايشان فرموده اند: ممكن نيست معلّم حضرت موسى(عليه السلام) پيامبر نبوده باشد.[8] علامه ى طباطبايى نيز از روايات استنباط مى كنند كه ايشان پيامبر بوده اند؛[9] ليكن روايات متعددى وجود دارد كه اين مرد عالم، پيامبر نبوده بلكه دانشمندى همچون ذوالقرنين و آصف بن برخيا بوده است.[10]
منابعى براى آگاهى بيشتر:
1. تفسير نمونه، ج 12، ص 509 به بعد.
2. ترجمه ى تفسير الميزان، ج 13، ص 243 به بعد.
پی نوشتها:
[1]. ر. ك: بحارالانوار، ج13، ص286 و 303.
[2]. كمال الدين، ج2، ص385؛ بحار الانوار، ج13، ص299.
[3]. بحارالانوار، ج13، ص302.
[4]. سفينة البحار، ج 2، ص 45 واژه «خضر».
[5]. بحار الانوار، ج13، ص303؛ تاريخ انبيا از آدم تا خاتم، ص 282.
[6]. همان، ص 299 به نقل از كمال الدين، ص 219.
[7]. بحارالانوار، ج 13، ص 303؛ تاريخ انبيا از آدم تا خاتم، ص 282.
[8]. همان، ص 314.
[9]. تفسير الميزان، ج 13، ص 339.
[10]. بحارالانوار، ج 13، ص 304.
منبع: پرسش ها و پاسخ هايى پيرامون نبوت و رسالت، فاضل عرفان، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه (1383).

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1391 :: 22:47 :: توسط : bashir14
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات
بیانات مهم رهبر معظم انقلاب درباره ارزیابی از وضع کنونی و پيشرفت های ملت ایران/ مذاکره با امریکا آیاتاکنون به سوره"حمد"اینگونه نگاه کرده‌اید؟ خاطره‌ حاج سعید که بغض رهبر انقلاب را درآورد شکل گیری فضای جنگی بین چین و ژاپن روسیه برای جنگ آماده می شود شهیدی که جنت را به او نشان دادند
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران