BASHIR
اعتقادی،سیاسی
 
 

به گزارش شبستان، آیا مى توان گفت فرشتگان و جنّیان هم در انتظار بسر مى برند؟

گرچه ما به روایاتى که دلالت بر منتظر بودن تمامى جنّیان و فرشتگان بکند برخورد نکردیم اما اخبار و احادیث بسیارى بیانگر منتظر بودن گروهى از فرشتگان و اجنّه هستند.

۱ - أبان بن تغلب مى گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«.. آن گاه که او(حضرت قائم عج) پرچم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به اهتزاز درآورد سیزده هزار و سیزده فرشته که سالها منتظر ظهورش بوده أند به زیر پرچمش گرد مى آیند (و آماده نبرد مى شوند) همان فرشتگانى که با نوح پیامبر در کشتى، با ابراهیم خلیل در آتش و با عیسى هنگام عروج به آسمان همراه بودند».(۱)

۲ - امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند:

«فرشتگانى که در جنگ بدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) یارى دادند، هنوز به آسمان بازنگشته اند (منتظر ظهور حضرت اند) تا اینکه حضرت صاحب الامر را یارى رسانند و مقدارشان ۵ هزار فرشته مى باشد».(۲)

۳ - محمد بن مسلم مى گوید:

«از امام صادق(علیه السلام) درباره ى میراث علم و اندازه ى آن پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: خداوند دو شهر یکى در شرق زمین و دیگرى در غرب آن دارد، در آن دو شهر، گروهى سکونت دارند که نه ابلیس را مى شناسند و نه از آفرینش او آگاهى دارند، هر چند مدت یک بار با آنان دیدار مى کنم، آنان درباره ى مسائل مورد نیاز و چگونگى دعا از ما مى پرسند و ما به آنان مى آموزیم، هم چنین آنان درباره ى زمان ظهور حضرت قائم مى پرسند... گروهى از آنان از روزى که به انتظار حضرت قائم بوده اند هرگز سلاح خود را بر زمین نگذاشته اند و وضع آنان همین گونه بوده است، آنان از خداوند مى خواهند که صاحب الامر را به آنان بنمایاند».(۳)

۴ - امام على(علیه السلام) مى فرمایند:

«... خداوند، حضرت مهدى(عج) را با فرشتگان جن و شیعیان مخلص یارى مى کند».(۴)

با توجه به این روایات مى توان بیان داشت که هم فرشتگان و هم برخى از جنّیان و هم موجودات ناشناخته دیگرى در انتظار و چشم به راه آمدن آن منجى عالم هستند.

آیا زمین و پرندگان و حیوانات هم در انتظار ظهور حضرت هستند؟

بر اساس روایات گوناگون زمین، پرندگان، حیوانات درّنده و ماهیان دریاها هم در انتظار آمدن و ظهور حضرت حجت هستند.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:

«همه اهل آسمان و زمین، پرندگان، حیوانات درنده و ماهیان دریا از ظهور حضرت مهدى(عج) شاد و خرسند مى شوند».(۵)

آرى زمین هم منتظر ظهور قائم(عج) است تا تمام برکاتش را بیرون بریزد.

أمیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود:

«زمین بشاشت خود را به سبب عدل ظاهر کند و آسمان باران خود را ببارد و درخت میوه خود را افزون دهد و زمین گیاه خود را برآورد و براى اهل زمین خود را زینت کند و وحوش ایمن باشند تا اینکه در همه اطراف زمین مانند چارپایان چرا کنند. زمین گنج هاى خود را ظاهر کند، پس قایم(عج) به مردم بگوید: بخورید، گوارا باشد شما را به سبب آنچه در ایام گذشته کردید از عملها، پس مسلمانان اهل دین حق اند.» .(۶)

پی نوشتها :

۱- صدوق، کمال الدین تمام النعمه ، ج ۲، ص ۶۷۲.

۲- حر عاملى، اثبات الهداه، قم ، ج ۳، ص ۵۴۹.

۳- حر عاملى، اثبات الهداه، ج ۳، ص ۵۲۳.

۴- حسینى، حصینى، الهدایه الکبرى ، ۱۴۰۶ هـ ق، ص ۳۱.

۵- و. ک، یوسف بن یحیى مقدسى سلمى شافعى، عقد الدرر فى اخبار المنتظر، ص ۱۴۹ و ۸۴، عالم الفکر، قاهره ; ر ک، جلال الدین سیوطى، در المنثور، بیروت، دار الامر، ج ۶، ص ۵۰.

۶- محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۸۵ - ۸۶، ب ۲۹، ح ۸۶.


اسماعیل دانش- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه/جهان نیوز


ارسال شده در تاریخ : شنبه 09 اردیبهشت 1391 :: 19:47 :: توسط : bashir14


 

امام زمان(عج) در نامه اي فرموده اند: «وَ اکثِروُا الدُّعاءَ بتعجيلِ الفَرَجِ فإنَّ ذلکَ فَرَجُکُم؛ براي تعجيل فرج بسيار دعا کنيد، زيرا مايه ي فرج شماست»(1). اين فرج مي تواند دو معنا داشته باشد:
1. وقتي دعا مي کنيم امام ظهور کند، طبيعي است که ظهور ايشان باعث گشايش امر شيعيان و آسايش ما مي شود و مشکلات ما حل خواهد شد. پس فرج باعث فرج ما نيز مي شود.
2. دعا براي ظهور ايشان باعث جلب توجهات امام به ما مي شود و آن حضرت در حق ما دعا مي کند و مشکلات ما با توجه امام حل مي شود. بنابراين، دعا براي ظهور، باعث گشايش کارها مي شود، هرچند خود ظهور، اتفاق نيفتد. همچنين دعا کردن، روح اميد را در انسان زنده نگه مي دارد. و اميد داشتن، خود موجب گشايش است، زيرا نااميدي باعث به بن بست رسيدن است.
پي نوشت :
1. کمال الدين، ص485، باب توقيعات، ج4.
منبع:نشريه قدر ،شماره 21.
 

ارسال شده در تاریخ : جمعه 08 اردیبهشت 1391 :: 18:07 :: توسط : bashir14

مشرق: بلافاصله تلفن را برداشتم و شماره واحد اعزام سپاه را گرفته و به دوستی که مسوول قسمت فوق بود گفتم: اخوی ما دارد میاد سراغ شما که اجازه بدی برود جبهه، شناسنامه اش را بخواه و چون به سن قانونی نرسیده،نگذار به جبهه برود.

در سال های دفاع مقدس ، دست بردن در شناسنامه برای تغییر تاریخ تولد و رساندن سن به مرحله قانونی ، با هدف رفتن به جبهه های نبرد ، در میان نوجوانان بسیجی امری رایج بود. آن چه خواهید خواند ، روایتی است دست اول از دست بردن شهید قاسم شکیب زاده در شناسنامه اش برای اعزام به خطوط نبرد:

مشغول کار بودم که سر و کله اخوی پیدا شد. سرش را کج کرد و گفت: علی داداشی،‌ تو لااقل اجازه بده که من بروم جبهه، همه ی دوستام دارن میرن. قاسم، قبل از اینکه بیاید پیش من،‌ سراغ همه ی برادرها و خواهرها رفته بود و همه ناامیدش کرده بودند،‌ اینو که گفت، فکری به ذهنم خطور کرد، گفتم: من حرفی ندارم، برو. هنور همه ی جمله را ادا نکرده بودم که در یک چشم به هم زدن پر درآورد و رفت، من که خودم هم نفهمیده بودم که چه گفته ام، بلافاصله تلفن را برداشتم و شماره واحد اعزام سپاه را گرفته و به دوستی که مسوول قسمت فوق بود گفتم: اخوی ما دارد میاد سراغ شما که اجازه بدی برود جبهه، شناسنامه اش را بخواه و چون به سن قانونی نرسیده، بهانه ای بگیر و نگذار به جبهه برود. آن روزها سرمان شلوغ بود، مرتب شهید و مجروح می آوردند و ما هم بایستی همه ی کارهای لازم را انجام دهیم، بنابراین یادم رفت که موضوع را پیگیری کنم، اتفاقاً چون فردای آن روز هم بایستی برای تشییع پیکر مطهر 16 شهید برنامه ریزی کنیم، شب خانه نرفتم و تا صبح بنیاد شهید بودم. ساعت 8 صبح بود، مادر زنگ زد و گفت: قاسم دیشب نیامده. گفتم: حتماً با بچه ها رفته است بسیج، ‌ظاهراً مادر قانع شد و من هم گوشی را قطع کردم و مشغول کارها شدم. وسط مسیر تشییع شهدا بودیم که مسوول اعزام بسیح را دیدم، زد پشت من و گفت: اخوی! حالا مارا می زاری سر کار؟ گفتم: چطور مگه؟ گفت: اخوی شناسنامه اش را آورد،‌ اما سنش که مشگلی نداشت. گفتم: خوب! گفت: خوب که خوب، ما هم مهر زدیم و رفت. گفتم: کجا؟ گفت: احتمالاً خرمشهر….. چند روزی خانه آفتابی نشدم و به هر کجا زدم که از طریق تلفن و دوستانش پیدایش کنم، نشد که نشد. چند روز بعد، ساعت 9 صبح و طبق معمول زنگ زدم به تعاون سپاه تا اسامی شهدایی که شب قبل آورده بودند را‌ به پرسم تا برای تشییع آنها برنامه ریزی کنیم، مسوول تعاون گوشی را برداشت. بعد از حال و احوال همیشگی، گفتم: اسامی شهدا را بگو که من یادداشت کنم. گفت: شکیب تویی؟ گفتم: آره گفت: ا، ا، اسم اخویت هم که تولیست است.

 


 


راوی: برادر شهید

 

 

 

گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 08 اردیبهشت 1391 :: 17:53 :: توسط : bashir14

امام خمینی (ره) در بیان شرافت و فضیلت حضرت فاطمه زهر ا (س) با استناد به روایتی معتبر از امام صادق (ع) بیان می دارند که جبرئیل به طور مکرر طی 75 روز پس از رحلت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم بر حضرت زهرا (س) وارد و مسائل آتیه‏ای که بر ذریۀ او می‏گذشته را بیان و حضرت امیر (ع) هم ثبت می‏کرده است.
به گزارش خبرآنلاین، متن دقیق این سخنان که در صحیفه ی امام خمینی جلد 20 آمده از این قرار است:

بسم الله‏ الرحمن الرحیم
... من راجع به حضرت صدیقه ـ سلام الله علیها ـ خودم را قاصر می‏دانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا می‏کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق ـ سلام ‏الله علیه ـ می‏فرماید: فاطمه ـ سلام ‏الله ‏علیهاـ بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت[1]عرض می‏کرد و مسائلی از آینده نقل می‏کرد.[2]ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده‏‌ای[3]بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقۀ اول از انبیای عظام، دربارۀ کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه‌‏ای که واقع می‏شده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریۀ[4]او می‏رسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است ـ والبته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم ـ کاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است. مسئلۀ آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئلۀ ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می‏‌آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به اینکه قضیۀ تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطۀ روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است. او تنزیل می‏دهد او را و وارد می‏کند تا مرتبۀ پایین یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می‏کند که برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم که بعض اهل نظر می‏گویند و چه این قسم بگوییم که بعض اهل ظاهر می‏گویند، تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجۀ اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است. حتی دربارۀ ائمه هم من ندیده‏ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ست که آنکه من دیده‏ام که جبرئیل به طور مکرر در این 75 روز وارد می‏شده و مسائل آتیه‏ای که بر ذریۀ او می‏گذشته است، آن مسائل را می‏گفته است و حضرت امیر هم ثبت می‏کرده است. و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریۀ بلند پایۀ او حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمی‏دانیم، ممکن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همۀ فضایلی که برای حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ذکر کرده‌‏اند ـ با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم که برای غیر انبیا ـ علیهم السلام ـ آن هم نه همۀ انبیا، برای طبقۀ بالای انبیا ـ علیهم السلام ـ و بعض از اولیایی که در رتبۀ آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده. و با این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تاکنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه ـ سلام الله علیها ـ است.

1 ـ سوگواری
2 ـ اصول کافی، ج 1، ص 457، ح 1
3 ـ رفت و آمد
4 ـ فرزندان
جهان نیوز

ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391 :: 18:59 :: توسط : bashir14

به گزارش جهان به نقل از فارس خلبان شهید «علی اکبر شیرودی» از فرماندهان برجسته هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بود که حماسه‌های ناب و بی‌بدلیل آفرید.

بسیاری از بزرگان و شهدا در وصف شیرودی سخن گفته‌اند اما کلام امام خامنه‌ای که آن زمان رئیس شورای عالی دفاع بودند از شیرینی خاصی برخوردار است. خصوصاً اینکه تأکید می‌کنند، او نخستین نظامی بود که در نماز به او اقتدا کرده‌اند. آنچه در ادامه می‌آید بازخوانی این سخنان است در ایام سالگرد شهادت شهید قهرمان، شیرودی.

*همیشه آماده شهادت بود

در هفته گذشته، ما دو عنصر عزیز، دو قهرمان، دو سرباز اسلام را از دست دادیم. دو جوانی که در راه خدا، مدت‌های مدید با قاطعیت و با ایمان کامل جنگیده بودند. یکی سروان شهید، افسر هوانیروز شیرودی، یکی دیگر سرگرد ادبیان.

این دو نظامی مسلمان، برای ما خیلی حرف‌ها دارند. وجود این‌گونه عناصر در ارتش جمهوری اسلامی، خیلی معنا دارد. مردم نمی‌دانند عناصر مؤمن و مکتبی ارتش چه می‌کنند و چگونه عناصری هستند، این دو قهرمان، در راه خدا جنگیدند و شهید شدند.

سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت. به یکی از برادران که از دوستان قدیمی‌اش و از روحانیون متعهد در کرمانشاه است، گفته بود "فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم، زیرا می‌دانم که باید شهید بشوم."

این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی. گفته بود "نه! سرهنگ کشوری را خواب دیدم. به من گفت، شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته‌ام. باید بیایی توی این عمارت بنشینی. لذا می‌دانم رفتنی هستم."

به یکی از برادران گفته بود "دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته." درگیری‌های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم.

می‌گفت "قبل از جنگ، برای من خاک هیچ ارزشی نداشت و همیشه می‌گفتم هیچ‌وقت برای خاک نخواهم جنگید، اما حالا یک مشت خاک این منطقه، به خاطر حفظ اسلام برای من عزیزترین چیز است. خاک این منطقه با خون شهدایی مانند سهیلیان، کشوری و امثال اینها آغشته شده و آنها سربازان اسلام بودند و فقط برای اسلام و در اختیار و تحت فرمان امام می‌جنگیدند. آنها برای امام والاترین و بیشترین ارزش را قایل بودند و می‌گفتند، حاضریم طبق دستور امام فرزندان‌مان را برای پیروزی این انقلاب قربانی کنیم."


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391 :: 13:51 :: توسط : bashir14

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا;

ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»
بحارالانوار، ج 76، ص 354 .


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 :: 07:05 :: توسط : bashir14

 

 

حیدر کرار ما، پادشه لا فتی

رخ بنما تا که ما، جمله به میدان شویم

ای همه اسرار دوست،هرچه بخواهی نکوست

نیم اشارت به ما، یکسره قربان شویم

ای خم ابروی یار، وی خلف شهریار

دست دعا بر سماء، درصف یاران شویم

این دل ما در عذاب، واین سر ما در رکاب

گوشه چشمی به ما، یار ضعیفان شویم

ای شه محبوب ما،منتظر خوب ما

اذن جهاد از شما، سوی حریفان شویم 

سلسله انبیاء،ای قمر اوصیاء

چشم عنایت نما، ما ز شهیدان شویم

وسیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

 

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 03 اردیبهشت 1391 :: 16:03 :: توسط : bashir14

سؤال: آيا ممكن است اين بلاهاى وارده از باب عقوبت و كيفر گناهان نباشد بلكه به جهت ترفيع درجات و از باب « أَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ.» (بلا، براى دوستى است.) باشد؟
جواب آیت‌الله بهجت: براى اهل ولاء مطلب روشن است، هرچه بيشتر مبتلا گردند، يقينشان زيادتر مى‌شود.

ميثم بر سرِ دار بود هر آن و هر لحظه اطمينان و ايمانش بيشتر مى‌شد زيرا به او خبر داده بودند.
در هر حال، از سوى حضرت امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ زياد سفارش شده و اصرار شده كه در اين زمانه و زمينه، دعاى فرج بسيار خوانده شود./جهان نیوز


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 03 اردیبهشت 1391 :: 13:44 :: توسط : bashir14

بزرگ مجاهدي كه تشرفات مكرر او به محضر حضرت ولي عصر (ع) ثابت و حتمي است. آن بزرگوار از فقها و مجتهدان برجسته اي بود كه در سال 1346 ه.ق بر ضد بي بند و باري خاندان پهلوي قيام كرد. او در آن اوج خفقان رضاخاني، لحظه اي از امر به معروف و نهي از منكر غفلت نداشت و صريحاً‌ بر فراز منبر از جنايات رضاخان پرده برمي داشت. در نوروز سال 1306 ش، زن رضاخان به همراه عده اي از زنان دربار، بدون حجاب و با آرايش كامل، وارد حرم حضرت معصومه عليه السلام شدند . در آن هنگام تنها عالمي كه مقابل اين هتك حرمت ايستاد و آنان را از حرم بيرون راند، آيت ا... بافقي بود. هنگامي كه خبر اعتراض دليرانه او به گوش رضاخان رسيد، شخصاً به قم آمد، آن روحاني مبارز را دستگير و شخصاً او را زير مشت و لگد خود گرفت و پس از ضرب و شتم، آن عنصر تقوا و فضيلت را به شهر ري تبعيد كرد.
يكي از بزرگان قم‌، آن شب در عالم رويا به محضر مقدس حضرت بقيت ا... (عج) شرفياب شد و آن حضرت را مشاهده نمود كه سوار بر اسب عازم تهران هستند و پيش از حركت، به حرم مطهر عمه اش حضرت معصومه روي نموده، فرمودند: « السلام عليك يا عمتي المظلومه، لعن ا... قوما هتكوا حرمتك و كسروا حصنك؛ سلام بر تو اي عمه مظلوم ام، خداي لعنت كند گروهي كه به حريم تو جسارت كردند و بست ترا شكستند. 1»

1 مهدي پور، كريمه اهل بيت، ص 209، ماهنامه كوثر، ش 13، ص 12 .


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 :: 14:05 :: توسط : bashir14

در وجود انسان يک منبع سرشار از نور و علم و معرفت است که دسترسي به آن ممکن نيست، مگر با رياضاتي مشروع که مهم‌ترين آنها پرهيز از گناه و لقمه حرام است. اين صفت نيکو در صورتي براي انسان پديد مي آيد که دوره‌اي پي در پي و متوالي از تفکر در زمينه‌هاي گوناگون را بگذراند. آن گاه است که چشم انسان به آن سرچشمه باز مي شود و قلب آدمي نوراني مي‌گردد. پس از رسيدن به مرتبه تفکر، عالم هستي، کتاب درسي انسان مي‌شود.

با مطالعه بيشتر و دقت فراوان‌تر، نورافشاني زيادتر مي‌گردد. تا اين‌که پس از چندين سال، بينايي چشم، روشنايي دل و نورانيت دروني، نصيب آدمي مي‌شود و در پي آن است که همه معارف اسلام را آن طور که هست، با وجدان مي‌يابد. آنچه حق است مي‌يابد و طهارت درون و باطن همراه او مي‌شود. فکر جريان يافته، محصولات ارزنده‌اي به عالم وجود تقديم مي‌کند. بسياري از ابتکارات، خلاقيت‌ها و نوآوري‌ها در پي اين حالت نصيب انسان مي‌گردد.

بنده چهار سال مدام مشغول تفکر بودم تا اين‌که دريچه‌اي به رويم باز شد. در موضوعي ده سال به فکر و تعمق اشتغال داشتم و سرانجام به نتيجه رسيدم. اگر تفکر در زندگي انسان باشد، عبادات انسان عمق بيشتري مي‌يابد و حال معنوي بهتري خواهد داشت.

تفکر است که بيداري صبحگاهي آدمي را عظمت مي‌بخشد و به تهجد و عبادات او بها مي‌دهد. بايد قبل از اذان صبح بيدار شويم و مدتي فکر کنيم تا آثار معجزه آساي تفکر را دريابيم. اگر جاي خلوت و مکاني مقدس را انتخاب کنيم، برکات بيشتري خواهد داشت. بنده اغلب جاهايي که مي‌خواستم بروم پياده مي‌رفتم و راه‌هاي خلوت را انتخاب مي‌کردم، تا بتوانم بهتر و بيشتر به فکر خود ادامه دهم. گاهي مسيري سي کيلومتر بود، اما خسته نمي‌شدم؛ زيرا هميشه مشغول به تفکر و تعمق بودم. بارها پياده به مسجد جمکران مي‌رفتم، تا بهتر بتوانم چيزهايي را به دست آورم و فکر کنم.

بايد بدانيم که فکور بودن، نقش ارزشمندي در رسيدن به مقامات معنوي دارد. بسياري از معضلات فکري و مشکلات علمي انسان حل مي‌شود، مسائلي همچون حاکميت خداي متعال بر هستي، مقام و ارزش معصومين عليهم السلام و نقش آنان در جهان و عالم تکوين، عظمت قدرت الهي و ضعف خرد بشري و قدرت‌هاي ظاهري در مقابل پروردگار متعال.

سایت مهدویت


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: 20:09 :: توسط : bashir14

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات
سفارش امام صادق علیه السلام به فرزندانش درباره شب قدر تانک‌های ویژه جنگ‌شهری در حال استقرار در بزرگراه‌های آمریکا گریه‌کردن برای امام‌حسین علیه السلام چه ثوابی دارد؟ توصیه‌های آیت الله قاضی (ره) به شاگردانش احتمال وقوع جنگ‌جهانی سوم چراغ سبز به دولت تركيه برای حمله به سوریه
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران